سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

127

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

اطراف او را محاصره كنيد تا انتقام كشته‌هامان را بگيريم ، وليد بن عقبه خنده‌اى كرد و گفت : فقلت له أ تلعب يا بن هند * كأنّك بيننا رجل غريب أ تأمرنا بحيّة بطن واد * إذا نهشت فليس لها طبيب فسل عمروا و سل عن خصيتيه * نجا و لقلبه منها وجيب كأن القوم لما عاينوه * خلال النّقع ليس لهم قلوب و قد نادى معاوية بن حرب * فاسمعه و لكن ما يجيب « 1 » آنگاه وليد نگاهى به عمرو عاص كرد و گفت : اگر گفتهء مرا باور نداريد ، پس بپرسيد منظورش كوبيدن عمرو بود . ( 1 ) هشام بن محمد ، داستانى به اين مضمون دارد ، مىگويد : كه على ( ع ) در يكى از روزهاى جنگ صفّين بيرون آمد و عمرو عاص را در كنار سپاه ديد و او را نشناخت ، با نيزه‌اى او را زد عمرو بر زمين افتاد و عورتش نمايان شد و در برابر آن حضرت قرار گرفت ، على ( ع ) صورتش را برگرداند و فرمود : اى پسر زن بدكاره تو در طول عمرت آزادشدهء نشيمنگاهت هستى ! و از عمرو بارها اين عمل سر زده بود ! « 2 » ( 2 ) سدى از استادان خود نقل مىكند كه على ( ع ) در آن روز به كميل بن زياد فرمود : « به نزد معاويه برو و به او بگو : ما تو را به اطاعت و پيوستن به جمع مسلمين خوانديم تو نپذيرفتى و كشتار زيادى در اين امّت صورت گرفت ، اكنون بيا بجنگيم تا مردم از اين گرفتارى خلاص شوند ! ( 3 ) معاويه به يارانش گفت : نظر شما چيست ؟ گفتند : تو اين كار را مكن مگر عمرو كه گفت : برو ! او حرف منصفانه‌اى زده و او نيز بشرى همانند توست ! معاويه رو به عمرو كرد و

--> ( 1 ) به او گفتم : اى پسر هند ، آيا ( مبارزه با على را ) بازيچه مىگيرى ، گويا در ميان ما مرد بيگانه‌اى هستى ؟ ! آيا ما را وامىدارى كه ميان دشت به مقابلهء اژدها برويم كه اگر نيش بزند هيچ طبيبى نتواند معالجه كند ؟ از عمرو عاص و از بيضه‌هايش بپرس ! ( كه چگونه از دست على ) نجات يافت در حالى كه دلش از ترس او مىتپيد . گويا وقتى كه اين قوم او را در ميان جمع سپاهيان ديدند ديگر ، دل براى آنها نبود ! و معاوية بن حرب ندا داد كه به سخن او گوش فرا دهيد ولى خود پاسخ نداد . ( 2 ) نهج البلاغه ( صبحى صالح ) خطبهء 84 ، به اين ذلّت و عمل زشت عمرو عاص ، اشاره دارد - م .